خانه نظریه پردازان نظریه پردازان بزرگ جهان

ارشمیدس

مطالعه بیشتر...اَرَشْمیدُس (به یونانی: Άρχιμήδης) (۲۷۸ ق.م - ۲۱۲ ق.م) ریاضیدان و فیزیکدان یونان باستان و از اهالی جزیره ساموس در دریای مدیترانه بود. مقدمه ارشمیدس دانشمند و ریاضیدان یونانی در سال 212 قبل از میلاد در شهر سیراکوز یونان چشم به جهان گشود و در جوانی برای آموختن دانش به اسکندریه رفت. بیشتر دوران زندگیش را در زادگاهش گذرانید و با فرمانروای این شهر دوستی نزدیک داشت. در اینجا سخن از معروفترین استحمامی است که یک انسان در تاریخ بشریت انجام داده است. در داستانها چنین آمده است که بیش از 2000 سال پیش در شهر سیراکوز پایتخت ایالت یونانی سیسیل آن زمان ارشمیدس مکانیک دان و ریاضیدان و مشاور دربار پادشاه یمرون یکی از معروفترین کشفهای خود را در خزینه حمام انجام داد.
روزی که او در حمامی عمومی به داخل خزینه پا نهاد و در آن نشست و حین این کار بالا آمدن آب خزینه را مشاهده کرده ، ناگهان فکری به مغزش خطور کرد. او بلافاصله لنگی را به دور خود پیچید و با این شکل و شمایل به سمت خانه روان شد و مرتب فریاد می‌زد یافتم، یافتم. او چه چیزی را یافته بود؟ پادشاه به او مأموریت داده بود راز جواهر ساز خیانتکار دربار را کشف و او را رسوا کند. شاه هیرون بر کار جواهر ساز شک کرده بود و چنین می‌پنداشت که او بخشی از طلایی را که برای ساختن تاج شاهی به وی داده بود برای خود برداشته و باقی آن را با فلز نقره که بسیار ارزانتر بود مخلوط کرده و تاج را ساخته است.
هر چند ارشمیدس می‌دانست که فلزات گوناگون وزن مخصوص متفاوت دارند، ولی او تا آن لحظه اینطور فکر می‌کرد که مجبور است تاج شاهی را ذوب کند، آنرا به صورت شمش طلا قالب ریزی کند تا بتواند وزن آن را با شمش طلای نابی به همان اندازه مقایسه کند. اما در این روش تاج شاهی از بین می‌رفت، پس او مجبور بود راه دیگری برای این کار بیابد. در آن روز که در خزینه حمام نشسته بود دید که آب خزینه بالاتر آمد و بلافاصله تشخیص داد که بدن او میزان معینی از آب را در خزینه حمام پس زده و جابجا کرده است.
او با عجله و سراسیمه به خانه بازگشت و شروع به آزمایش عملی این یافته کرد. او چنین اندیشید که اجسام هم اندازه ، مقار آب یکسانی را جابجا می‌کنند، ولی اگر از نظر وزنی به موضوع نگاه کنیم یک شمش نیم کیلویی طلا کوچکتر از یک شمش نقره به همان وزن است (طلا تقریبا دو برابر نقره وزن دارد)، بنابراین باید مقدار کمتری آب را جابجا کند. این فرضیه ارشمیدس بود و آزمایشهای او این فرضیه را اثبات کرد. او برای این کار نیاز به یک ظرف آب و سه وزنه با وزنهای مساوی داشت که این سه وزنه عبارت بودند از تاج شاهی ، هم وزن آن طلای ناب و دوباره هم وزن آن نقره ناب.
او در آزمایش خود تشخیص داد که تاج شاهی میزان بیشتری آب را نسبت به شمش طلای هم وزنش پس می‌راند، ولی این میزان آب کمتر از میزان آبی است که شمش نقره هم وزن آن را جابجا می‌کند. به این ترتیب ثابت شد که تاج شاهی از طلای ناب و خالص ساخته نشده، بلکه جواهر ساز متقلب و خیانتکار آن را از مخلوطی از طلا و نقره ساخته است و به این ترتیب ارشمیدس یکی از چشمگیرترین رازهای طبیعت را کشف کرد. آن هم اینکه می‌توان وزن اجسام سخت را با کمک مقدار آبی که جابجا می‌کنند اندازه گیری کرد. این قانون (وزن مخصوص) را که امروزه به آن چگالی می‌گویند اصل ارشمیدس می‌نامند. حتی امروز هم هنوز پس از 23 قرن بسیاری از دانشمندان در محاسبات خود متکی به این اصل هستند.
فعالیت در حوزه‌های دیگر: ارشمیدس در رشته ریاضیات از ظرفیتهای هوشی بسیار والا و چشمگیری برخوردار بود. او منجنیقهای شگفت آوری برای دفاع از سرزمینهای خود اختراع کرد که بسیار سودمند افتاد. او توانست سطح و حجم جسمهایی مانند کره، استوانه و مخروط را حساب کند و روش نوینی برای اندازه گیری در دانش ریاضی پدید آورد. همچنین بدست آوردن عدد نیز از کارهای گرانقدر وی است. او کتابهایی درباره خصوصیات و روشهای اندازه گیری اشکال و احجام هندسی از قبیل مخروط ، منحنی حلزونی و خط مارپیچ ، سهمی ، سطح کره «ماده غذایی» و استوانه نوشته ، علاوه بر آن او قوانینی درباره سطح شیب دار، پیچ ، اهرم و مرکز ثقل کشف کرد.
یکی از روشهای نوین ارشمیدس در ریاضیات بدست آوردن عدد بود، وی برای محاسبه عدد پی، یعنی نسبت محیط دایره به قطر آن روشی بدست داد و ثابت کرد که عدد محصور مابین 7/1 3 و 71/10 3 است، گذشته از آن روشهای مختلف برای تعیین جذر تقریبی اعداد به دست داد و از مطالعه آنها معلوم می‌شود که وی قبل از ریاضیدانان هندی با کسرهای متصل یا مداوم متناوب آشنایی داشته است. در حساب روش غیر عملی و چند عملی یونانیان را که برای نمایش اعداد از علائم متفاوت استفاده می‌کردند، به کنار گذاشت و پیش خود دستگاه شمارشی اختراع کرد که به کمک آن ممکن بود هر عدد بزرگی را بنویسیم و بخوانیم.
دانش تعادل مایعات بوسیله ارشمیدس کشف شد و وی توانست قوانین آنرا برای تعیین وضع تعادل اجسام غوطه ور بکار برد. همچنین برای اولین بار برخی از اصول مکانیک را به وضوح و دقت بیان کرد و قوانین اهرم را کشف کرد.
ارشمیدس و دیگر دانشمندان دوران: خود ارشمیدس در مورد خودش گفته‌ای دارد که با وجود گذشت قرنها جاودان مانده و آن این است: «نقطه اتکایی به من بدهید، من زمین را از جا بلند خواهم کرد». عین همین اظهار به صورت دیگری در متون ادبی زبان یونانی از قول ارشمیدس نقل شده است، اما مفهوم در هر دو صورت یکی است. ارشمیدس هم چون عقاب گوشه گیر و منزوی بود، در جوانی به مصر مسافرت کرد و مدتی در شهر اسکندریه به تحصیل پرداخت و در این شهر دو دوست قدیمی یافت، یکی کونون (این شخص ریاضیدان قابلی بود که ارشمیدس چه از لحاظ فکری و چه از نظر شخصی برای وی احترام بسیار داشت) و دیگری اراتوستن که گر چه ریاضیدان لایقی بود، اما مردی سطحی به شمار می‌رفت که برای خویش احترام خارق العاده‌ای قائل بود.
ارشمیدس با کونون ارتباط و مکاتبه دائمی داشت و قسمت مهم و زیبایی از آثار خویش را در این نامه‌ها با او در میان گذاشت و بعدها که کونون در گذشت، ارشمیدس با دوستی که از شارگردان کونون بود مکاتبه می‌کرد. در سال 1906 ج.ل. هایبرگ مورخ دانشمند و متخصص تاریخ ریاضیات یونانی در شهر قسطنطنیه موفق به کشف مدرک با ارزشی شد.
این مدرک کتابی است به نام قضایای مکانیک و روش آنها که ارشمیدس برای دوست خود اراتوستن فرستاده بود. موضوع این کتاب مقایسه حجم یا سطح نامعلوم شکلی با احجام و سطوح معلوم اشکال دیگر است که بوسیله آن ارشمیدس موفق به تعیین نتیجه مطلوب می‌شد. این روش یکی از عناوین افتخار ارشمیدس است که ما را مجاز می‌دارد که وی را به مفهوم صاحب فکر جدید و امروزی بدانیم، زیرا وی همه چیز و هر چیزی را که استفاده از آن به نحوی ممکن بود بکار می‌برد تا بتواند به مسائلی که ذهن او را مشغول می‌داشتند حمله ور گردد.
دومین نکته‌ای که ما را مجاز می‌دارد که عنوان متجدد به ارشمیدس بدهیم روشهای محاسبه اوست. وی دو هزار سال قبل از اسحاق نیوتن و لایب نیتس موفق به اختراع حساب انتگرال شد و حتی در حل یکی از مسائل خویش نکته‌ای را بکار برد که می‌توان او را از پیش قدمان فکر ایجاد حساب دیفرانسیل دانست.
وداع با دنیا: زندگی ارشمیدس با آرامش کامل می‌گذشت، همچون زندگی هر ریاضیدان دیگری که تأمین کامل داشته باشد و بتواند همه ممکنات هوش و نبوغ خود را به مرحله اجرا در آورد. زمانی که رومیان در سال 212 قبل از میلاد شهر سیراکوز را به تصرف خود در آوردند، سردار رومی مارسلوس دستور داد که هیچ یک از سپاهیانش حق اذیت و آزار و توهین و ضرب و جرح این دانشمند و متفکر مشهور و بزرگ را ندارند، با این وجود ارشمیدس قربانی غلبه رومیان بر شهر سیراکوز شد. او بوسیله یک سرباز مست رومی به قتل رسید و این در حالی بود که در میدان بازار شهر در حال اندیشیدن به یک مسئله ریاضی بود، می‌گویند آخرین کلمات او این بود: دایره‌های مرا خراب نکن. به این ترتیب بود که زندگی ارشمیدس بزرگترین دانشمند تمام دورانها خاتمه پذیرفت، این ریاضیدان بی دفاع 75 ساله در 278 قبل از میلاد به جهان دیگر رفت.


o گروه موضوعی← علوم پایه
o نظریه های ارائه شده ← اصل ارشمیدس
o تاریخ (ارائۀ نظریه یا بازۀ زندگی)← ۲۷۸ تا ۲۱۲ پیش از میلاد

دموکریتوس

مطالعه بیشتر...دِموکریت یا ذیمقراطیس یا دموکریتوس (Democritus) از فیلسوفان یونانی بود. دموکریت به سال ۴۶۰ قبل از میلاد در شهر آبدر به دنیا آمد. او سفرهای بسیار نمود و ۵ سال با مهندسان مصری کار کرد.

دموکریت نخستین کسی بود که از اتم سخن گفت و آن را جزو بخش‌ناپذیری دانست که دنیا از آن ساخته شده‌است. دموکریت از دوستان هیپوکریت بود ظاهراً در آتن زندگی می‌کرده‌است. اما سقراط را درک نکرد و افلاطون نیز در آثار خود نامی از او نبرده‌است.

دموکریت همیشه آماده استقبال از چیزهای خوب و محبوب زندگی بود. آفرینش را کامل می‌دانست و پیوسته در شکوه نبود. آثار دموکریت که در عهد عتیق شهرت فراوان یافته بود به دست ما نرسیده‌است تنها دیوژن عنوان چند اثر از آثار او را یاد کرده‌است: درباره آرامش روان، درباره طبیعت انسان، دوزخ‌ها، درباه سه نسل، علل زمینی هماهنگی و اعداد.

فیلسوف خندان

در یونان باستان به عنوان «فیلسوف خندان» معروف بوده‌است چون بر ارزش شادمانی تاکید می‌کرده‌است. او یکی از دو بنیانگذار نظریه اتمی جهان قدیم به حساب می‌آید و نام وی بیشتر با این نظریه برای ما آشناست.

او نظامی فلسفی تأسیس کرده‌است که تبیینی مادی از جهان طبیعی به حساب می‌آید و در این راه البته وی از معلمش لئوسیپوس متأثر است. دموکریتوس اتم گرا معتقد بود جهان از ذراتی تشکیل شده که هر شیء دیگر شامل این ذرات می‌شود و این ذرات اما در فضای تهی بی نهایت حرکت می‌کنند. اتم گرایی وی و پیروانش در بین مکاتب مادی مسلک که برای تبیین جهانی مادی به نظم یا الهیات تکیه نمی‌کردند از تأثیر گذارترین و معروفتر ین مکاتب به شمار می‌رود. حتی ارسطو که منتقد جدی این مکتب فلسفی به شمار می‌رفت دموکریتوس را به جهت تاملات ژرف در فلسفه طبیعی تحسین و ستایش می‌کرد.

معروف است که دموکریت گفته است: «ترجیح می‏دهم یک حقیقت علمی را کشف کنم تا این که پادشاه ایران باشم.»

برای اطلاعات بیشتر: 

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%85%D9%88%DA%A9%D8%B1%DB%8C%D8%AA

http://en.wikipedia.org/wiki/Democritus

 

مطالعه بیشتر...

اقلیدس

 

مطالعه بیشتر...اقلیدس اسکندرانی (Euclid of Alexandria) (یونانی:Eukleides) (حدود ۳۶۵ تا ۲۷۵ پیش از میلاد)، ریاضیدانی یونانی بود که در قرن سوم پیش از میلاد در شهر اسکندریه می‌زیست. او نویسنده موفق‌ترین کتاب درسی تاریخ، اصول (Elements) است که مدت دو هزار سال شالوده تمام آموزش هندسه در غرب بود.

پس از مرگ اسکندر مقدونی، امپراتوری بین عده‌ای از سران سپاه او تقسیم شد. در این میان فرمانروایی مصر و اسکندریه به دست بطلمیوس افتاد. او برای جذب دانشمندان آن زمان دانشگاهی با عظمت در اسکندریه ساخت و دانشمندان و افراد مستعد را از نقاط دور و نزدیک به آنجا دعوت کرد. برای ریاست بخش ریاضی این دانشگاه از اقلیدس که احتمالاً در آتن می‌زیست، دعوت شد. او در دانشگاه اسکندریه استاد ریاضیات و ظاهراً مؤسس حوزه ریاضیات اسکندریه بود.

اطلاعات بیشتر:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%82%D9%84%DB%8C%D8%AF%D8%B3

http://en.wikipedia.org/wiki/Euclid

 

مطالعه بیشتر...

كارل ماركس

مطالعه بیشتر...كارل ماركس در 5 مه 1818 در تریرپروس زاده شد. پدرش كه وكیل دادگستری بود، زندگی معمول طبقه متوسط را برای خانواده اش فراهم كرده بود. هم پدر و هم مادر ماركس از نسل خاخامهای كلیمی بودند. اما پدر به دلایل اقتصادی به مذهب پروتستان گرویده بود.

مطالعه بیشتر...

فیثاغورس

مطالعه بیشتر...فیثاغورس در جزیره ساموس، نزدیک کرانه‌های ایونی، زاده شد. او در عهد قبل از ارشمیدس، زنون و اودوکس (۵۶۹ تا ۵۰۰ پیش از میلاد) می‌زیست.

او در جوانی به سفرهای زیادی رفت و این امکان را پیدا کرد تا با مصر، بابل و مغان ایرانی آشنا شود و دانش آن‌ها را بیاموزد. به طوری که معروف است فیثاغورس، دانش مغان را آموخت. او روی هم رفته، ۲۲ سال در سرزمین‌های بیرون از یونان بود و چون از سوی پولوکراتوس، شاه یونان، به آمازیس، فرعون مصر سفارش شده بود، توانست به سادگی به رازهای کاهنان مصری دست یابد. او مدتها در این کشور به سر برد و در خدمت کاهنان و روحانیان مصری به شاگردی پرداخت و آگاهی‌ها و باورهای بسیار کسب کرد واز آنجا روانه بابل شد و دوران شاگردی را از نو آغاز کرد.

مطالعه بیشتر...وقتی او در حدود سال ۵۳۰، از مصر بازگشت، در زادگاه خود مکتب اخوتی (که امروزه برچسب مکتب فیثاغورس بر آن خورده‌است) را بنیان گذاشت که طرز فکر اشرافی داشت. هدف او از بنیان نهادن این مکتب این بود که بتواند مطالب عالی ریاضیات و مطالبی را تحت عنوان نظریه‌های فیزیکی و اخلاقی تدریس کند و پیشرفت دهد.

فیثاغورس نیز به مانند سقراط جانب احتیاط را نگاه داشت و چیزی ننوشت. آموزه‌های وی از طریق شاگردانش به دست ما رسیده‌است. اکنون روشن شده‌است که که شاگردان فیثاغورس، باعث و بانی بخش اعظمی از لباس چهل‌تکه تفکر، آداب و رسوم، ریاضیات، فلسفه و اندیشه‌های عجیب و غریبی هستند که در مکتب فیثاغورس موجود است.

شیوه تفکر این مکتب با سنت قدیمی دموکراسی، که در آن زمان بر ساموس حاکم بود، متضاد بود. و چون این مشرب فلسفی با مذاق مردم ساموس خوش نیامد، فیثاغورس به ناچار، زادگاهش را ترک گفت و به سمت شبه جزیره آپتین (از سرزمینهای وابسته به یونان) رفت و در کراتون مقیم شد. در افسانه‌ها چنین آمده‌است که متعصبان مذهبی و سیاسی، توده‌های مردم را علیه او شوراندند و به ازای نور هدایتی که وی راهنمای ایشان کرده بود مکتب و معبد او را آتش زدند و وی در میان شعله‌های آتش جان سپرد. 

این جمله معروف را دوستدارانش در رثای او گفته‌اند: «Sic transit gloria mundi» یعنی «افتخارات جهان چنین می‌گذرند».

وی نظرات ریاضی خویش را با ترهات فلسفی و باورهای دینی درهم آمیخته بود. او در عین حال هم عارف و هم ریاضیدان بود و بقولی یکدهم شهرت او نتیجه نبوغ وی و مابقی ماحصل ارشاد و رسالت اوست.

اطلاعات بیشتر در: 

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%81%DB%8C%D8%AB%D8%A7%D8%BA%D9%88%D8%B1%D8%B3

http://en.wikipedia.org/wiki/Pythagoras

 

مطالعه بیشتر...

زنون الئایی

مطالعه بیشتر...زنون از اهالی الئا بود، و در حدود سده‌ی پنجم پیش از میلاد می‌زیست. شاگرد پارمنیدس بوده، و راه او را ادامه داد.

او را نخستین کسی می‌دانند که شیوه‌ی بحث و جدل (دیالکتیک) را برای رسیدن به حقیقت به کار برده، و سقراط را کسی می‌دانند که این روش را گسترش داد.

او نیز همچون استاد خویش بر غیر ممکن بودن حرکت استدلال می‌کرد و چنین می‌گفت:

اگر حرکت واقعیت داشته باشد، انتقال است از یک نقطه به نقطه‌ی دیگر. پس هرگاه میان این دو نقطه یک خط بکشیم، خواهیم توانست آن را به دو نیم کنیم، و آن نیمه را نیز به دو نیم و همین کار را بر نیمه‌های دیگر؛ و آنچنان این‌کار ادامه خواهد یافت که پایانی نداشته باشد. پس میان این دو نقطه از اجزای بیشمار تشکیل شده‌است، که یک جسم هنگام حرکت باید از بیشمار قسمت عبور کند، که اینکار به زمان بی‌نهات احتیاج دارد؛ و بنابر این حرکت هیچ‌گاه انجام نخواهد شد.

بطور مثال اگر آشیل که تندروترین ِ مردمان است به دنبالِ لاک‌پشتی بدود، هرگز به او نخواهد رسید. چرا که هرگاه آشیل مسافتی را می‌پیماید، لاک‌پشت نیز همان مسافت را پیموده، و آشیل باید آن مسافت را نیز بپیماید.

یا هرگاه تیری را از کمان رها می‌کنیم، چنین به نظر می‌رسد که آن تیر پرتاب می‌شود و در حال حرکت است. اما در واقع ساکن است، چون هر قسمتی که به نظر خالی می‌آید نیز در اصل از هوا پر شده‌است، و در جایی که پر باشد، انجام حرکت غیر ممکن است.

اطلاعات بیشتر: 

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%D9%86%D9%88%D9%86_%D8%A7%D9%84%D8%A6%D8%A7%DB%8C%DB%8C

http://en.wikipedia.org/wiki/Zeno_of_Elea

 

مطالعه بیشتر...

بقراط

مطالعه بیشتر...بقراط دوم نام بزرگ‌ترین حکیم یونانی است که در جزیره کوس به‌سال ۴۶۰ (پیش از میلاد) زاده شد و در شهر لاریسا به‌سال ۳۷۵ (پیش از میلاد) درگذشت. وی هم‌زمان با افلاطون و سقراط می‌زیست. نام پدرش هراکلیدس و نام مادرش فنارته بود. بقراط بعد از آموختن علوم در مکتب پدر، نزد دیمقراطیس (دموکریت)، فیلسوف بزرگ به‌تحصیل پرداخت و مدتی به‌عنوان پزشک دوره‌گرد در سرزمین یونان و آسیای صغیر به سیاحت و طبابت پرداخت. پسران بقراط، به‌نام‌های دراکون و تسالوس، همچنین دامادش پلیبوس سنت خانوادگی را ادامه دادند. او برخلاف آنچه شهرت دارد نه مخترع و نه پایه‌گذار علم طب بود، ولی در زمان خود احاطه کامل بر دانشِ پزشکی ِ علمی و تجربی داشته و به‌لحاظ تشریح و نقد علمی شناخت بیماری‌ها، سرآمد بود. وی از شاگردان اسقلبیوس دوم است. یحیی نحوی گوید:

«بقراط وحید عصر خویش و کامل و فاضل و مبین و معلم همه اشیا و در این کمالات ضرب‌المثل بوده و طبیب و فیلسوف بود و کار او بدانجا کشید که مردم او را چون خدایی بپرستیدند و حکایت او دراز است و درصناعت قیاس و تجربت، او را قوتی عجیب بود که هیچ طاعنی را در آن طعنی نتواند بود و او اول کس است که به‌بیگانگان طب آموخت چنانکه در کتاب عهد خویش به‌اطباء بیگانه گفته‌است تا مبادا علم طب از میان برود و آنان‌را به‌نظر ِ فرزندان ِ خویش می‌دید.» 

ظهور بقراط در سال ۹۶ تاریخ بخت‌النصر بود و این سال مطابق با چهاردهمین سال سلطنت بهمن درازدست پادشاه ایران است و نیز یحیی نحوی گوید:

«بقراط هفت‌تن از هشت‌تن طبیب عقیب اسقلبیوس مخترع طب است و جالینوس هشتمین آن‌هاست. جالینوس درک خدمت بقراط نکرده و مابین آن‌دو، ۶۶۵ سال فاصله‌است و بقراط ۹۵ سال بزیست. تا شانزده‌سالگی تحصیل می‌کرد و پس از آن مدت ۷۶ سال عالم و معلم بود و اولاد صلبی او سه تن بودند: تاسلوس، دراقن و دختری به نام مایاارسیا و این دختر اعلم از دو برادر خویش بود. و از نواده بقراط، بقراط بن تاسلوس و بقراط بن دراقن است. و به‌خط اسحاق دیده شد که بقراط نود سال عمرکرده‌است برخی از شاگردان بقراط عبارت‌اند از: لاذن، مرجس، ساوری، مکسانوس، مانیسون، اسطاط، غورس، سنبلقیوس، ثاثالس و فولوس. مفسرین کتب او عبارت‌اند از: سنبلقیوس، سنطالس، دیسقوریدس اول، طیماوس الفلسطینی، مانطیاس، ارسطراطس ثانی، قیاسی، بلادیوس که فصول بقراط را تفسیر کرده‌است و جالینوس.» 

سلسوس، نویسنده دایره‏المعارف طب در قرن اول میلادی نیز او را چنین توصیف می‏کند: «اولین پزشکی که شایسته یادآوری است.»

طب بقراط بر پایه توازن چهار عنصر ـ آب (سرد و مرطوب)، هوا (مرطوب داغ)، آتش (داغ و خشک)، و زمین (سرد و خشک) ـ و اخلاط اربعه (مایعات بدن) ـ بلغم، خون، صفرا، و سودا استوار بود. بیماری نشانه عدم توازن این عوامل بود. مثلاً اگر بیماری از زیادی اخلاط سرد و مرطوب ناشی می‏شد، وظیفه پزشک برقراری تعادل بود. 

پزشکان دیگر به طب بقراطی عمل نمی‏کنند، اما نام او هنوز در سوگندنامه بقراطی زنده است که دانشجویان بسیاری از دانشکده‏های پزشکی، هنگام پایان تحصیلات به آن سوگند می‏خورند. بقراط از شاگردانش می‏خواست تا برای طبابت بر اساس برخی قواعد اخلاقی سوگند یاد کنند.

اطلاعات بیشتر:

http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A8%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%B7

 

مطالعه بیشتر...

ورود به سایت


حاضرین در سایت

ما 20 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم


آخرین مقالات

نظریه-کوانتوم
انرژی نه کمیتی پیوسته بلکه کوانتیده است: یعنی به شکل...
نظریه-تله‌-پاتی-i
بخش نخست: تله پاتی پدیده و قابلیتی است كه اكثر ما...
نظریه-تله‌-پاتی-ii
بخش دوم: انواع تله پاتی‌‌‌تله پاتی از یك دیدگاه به سه...

آخرین مطالب

چرا-مادرتان-شما-را-به-نام-برادرتان-صدا-می-زند؟
دفعه ی بعدی که مادرتان شما را به نام برادرتان...
چرا-مردم-به-خاطر-گرفتن-سلفی،-زندگی-خود-را-به-خطر-می‌اندازند؟
با توجه به شیوع عکس های سلفی و برخی اتفاقات...
مطالعات-نشان-می‌دهند-که-رفتار-پر-خطر،-واگیردار-است
مطالعات نشان می‌دهد که رفتارهای پرخطر نیز مانند خندیدن و...

ما را دنبال کنید در:

Please install plugin JVCounter!