خانه نظریه پردازان نظریه پردازان زیر ذره بین

نیوتن و کلاس خالی

مطالعه بیشتر...جیمز گلیک در کتاب ایزاک نیوتون (2001) می‏نویسد: "حتی برای تعداد معدودی دانشجو هم سخنرانی می‏کرد، گاهی هم در کلاس خالی سخنرانی می‏کرد و یا آن را رها می‏کرد به اتاق خود باز می گشت."

منبع : قوانین و نظریه های علمی

سقراط خرمگس معرکه

مطالعه بیشتر...روش او در گفت و شنود کاملاً استثنایی و بی نظیر بوده است. او در طول بحث خود را به نادانی میزد و با سوالات مختلف و متعددی که از فرد می پرسید، تعاریف پایه ای فرد از مفاهیمی همچون عدالت، فضيلت،شجاعت و پرهيزگارى را زیر سوال برده و بدین ترتیب فرد در انتهای بحث به نادانی خود پی می برد. در واقع او با گفتگويی هدفمند، نقاط ضعف و قوت افكار و عقايد افراد را به آنها نشان ميداد و از اين طريق به زاده شدن حقيقت و دانش در آنها كمك ميكرد. وی خود را «خرمگس» می نامید و غرض آن بود که با نیش زدن مردم آنها را به تفکر وا می دارد.

منبع : کتاب بزرگان فلسفه

 

نظریه پردازی روش اینشتین

مطالعه بیشتر...روش اینشتین بر خلاف رویکرد غالب قرن بیستم که بیشتر تجربی و انجام آزمایش بود، بر پایه نظریه پردازی بود. یعنی به جای اینکه خودش را درگیر انجام آزمایشات مکرر برای اثبات نظریاتش کند، ذهن اش ترجیح می داد به سرعت جلو برود و با امکانات بیشتری روبرو شود که خیلی بالاتر از آزمایش و تجربه بود. به عنوان مثال یکی از نظریات او 3 سال بعد با انجام آزمایش های عملی که گران پرین شیمی- فیزیکدان فرانسوی انجام داد، تأیید شد. 

منبع: کتاب 6 نظریه ای که جهان را تغییر داد

سر بریده لاوازیه

مطالعه بیشتر...پس از وقوع انقلاب در فرانسه تعدادی کثیری توسط همین دستگاه اعدام شدند افرادی که بسیاری از آنها در به ثمر رسیدن انقلاب نقش بسزایی داشتند یکی از این افراد فیزیکدان و شیمیست معروف لاوازیه بود . لاوازیه بعد از اینکه به اعدام با گیوتین محکوم شد تصمیم گرفت در آخرین لحظات زندگی هم به علم خدمت نماید . او به شاگردان خود گفت : احتمالا جایگاه حواس و شعور انسان می بایست در سر ( مغز ) انسان باشد بنابر این پس از جدا شدن سر از بدن احتمالا باید تا چند لحظه هنوز حواس و هشیاری فرد کار بکند شما پس از اینکه سر من به وسیله گیوتین قطع شد فورا آن را روی دست بالا بگیرید، من شروع به پلک زدن می کنم شما تعداد پلک زدن های مرا بشمارید تا زمان تقریبی از بین رفتن هشیاری و مرگ کامل به دست بیاید . پس از اینکه لاوازیه اعدام شد سر او را بالا گرفتن و او بیش از ده  بار پلک زد و این واقعه در تاریخ به ثبت رسید .

داستان مکانیک ماتریسی هایزنبرگ

مطالعه بیشتر...وقتی هایزنبرگ نخستین بار کار‌های خود را به بورن نشان داد هیچ اطلاعی از وجود چیزی به نام ماتریس نداشت و بورن هم چیز زیادی از آن‌ها به خاطر نداشت، هر چند که بورن در زمان دانشجویی درس جبرخطی را پاس کرده بود. پس خیلی طبیعی بود که آنان سریع دست نیاز به سوی هیلبرت دراز کنند که یک ریاضیدان بود. در لابه‌لای صحبت‌هایشان هیلبرت به آن‌ دو گوشزد می‌کند که ماتریس‌ها را در حل معادلات دیفرانسیلی با شرایط مرزی هم استفاده می‌کنند. این در واقع همان خاصیتی است که چند سال بعد استفاده شد تا معادل بودن مکانیک ماتریسی و معادله‌ی شرودینگر (که در واقع یک معادله‌‌ دیفرانسیل با شرایط مرزی است) به کار رفت. 

بعدها هیلبرت با خنده به دوستانش می‌گفت که : اگر هایزنبرگ و بورن به حرف‌های من دقت می‌کردند می‌توانستند پیش از شرودینگر، رابطه را کشف کنند. شایان ذکر است که معادله‌ی شرودینگر کاربردی ساده‌تر از مکانیک ماتریسی دارد.

شرودینگر و درس اختیاری هواشناسی

مطالعه بیشتر...شرودینگر در جنگ جهانی در 1914 به خدمت اعزام شد و در ابتدا فرماندهی توپخانه به او واگذار شد اما سپس به دلیل اینکه درس هواشناسی را در دانشگاه گذرانده بود به واحد هواشناسی ارتش منتقل شد که این انتقال سهم به‌سزایی در نجات جانش از مرگ داشت! درس اختیاری دانشگاه، جان شرودینگر و صد البته معادلۀ معروف وی را نجات داده بود!

تخم مرغ یا ساعت!

مطالعه بیشتر...یک روز صبح نیوتون خیلی زود از خواب بیدار شد. زیرا در روی مسئله ای مشکل داشت کار می کرد او مساله را برای رفتن به خوردن صبحانه ترک نکرد. اما خدمتکارش فکر می کرد او به غذا احتیاج دارد. بنابراین او با یک تخم مرغ و یک ماهیتابه آب به اتاقش رفت. او می خواست تخم مرغ را بجوشاند و پیش نیوتن بماند تا زمانی که او آنرا بخورد. اما او نمی خواست کسی را ببیند وگفت: تو میتوانی تخم مرغ را پیش من بگذاری و من آن را خواهم پخت(جوشاند)، خدمتکار تخم مرغ را روی میز کنار ساعت نیوتن گذاشت و گفت: شما باید آنرا 5 دقیقه بجوشانید سپس ان برای خوردن آماده خواهد شد . خدمتکار اتاق را ترک کرد اما می ترسید نیوتن ممکن است ,خوردن تخم مرغ را فراموش کند . او حدود 1ساعت بعد برگشت و متوجه نیوتن شد که در کنار آتش ایستاده است . ساعت در حال جوشیدن در ماهی تابه بود و نیوتن که تخم مرغ را در دست داشت, کنار آن ایستاده بود.

یک سوال و چندین پاسخ

مطالعه بیشتر..."توضيح دهيد که چگونه مي توان با استفاده از يک فشارسنج ارتفاع يک آسمان خراش را اندازه گرفت؟"

سوال بالا يکي از سوالات امتحان فيزيک در دانشگاه کپنهاگ بود. يکي از دانشجويان چنين پاسخ داد: "به فشار سنج يك نخ بلند مي بنديم. سپس فشارسنج را از بالاي آسمان خراش طوري آويزان مي کنيم که سرش به زمين بخورد. ارتفاع ساختمان مورد نظر برابر با طول طناب به اضافه‌ي طول فشارسنج خواهد بود." 

پاسخ بالا چنان مسخره به نظر مي آمد که مصحح بدون تامل دانشجو را مردود اعلام کرد. ولي دانشجو اصرار داشت که پاسخ او کاملا درست است و درخواست تجديد نظر در نمره ي خود کرد. يکي از اساتيد دانشگاه به عنوان قاضي تعيين شد و قرار شد که تصميم نهايي را او بگيرد. 

نظر قاضي اين بود که پاسخ دانشجو در واقع درست است، ولي نشانگر هيچ گونه دانشي نسبت به اصول علم فيزيک نيست. سپس تصميم گرفته شد که دانشجو احضار شود و در طي فرصتي شش دقيقه اي پاسخي شفاهي ارائه دهد که نشانگر حداقل آشنايي او با اصول علم فيزيک باشد. 

دانشجو در پنج دقيقه ي اول ساکت نشسته بود و فکر مي کرد. قاضي به او يادآوري کرد که زمان تعيين شده در حال اتمام است. دانشجو گفت که چندين روش به ذهنش رسيده است ولي نمي تواند تصميم گيري کند که کدام يک بهترين مي باشد. 

قاضي به او گفت که عجله کند، و دانشجو پاسخ داد: "روش اول اين است که فشارسنج را از بالاي آسمان خراش رها کنيم و مدت زماني که طول مي کشد به زمين برسد را اندازه گيري کنيم. ارتفاع ساختمان را مي توان با استفاده از اين مدت زمان و فرمولي که روي کاغذ نوشته ام محاسبه کرد." 

دانشجو بلافاصله افزود: "ولي من اين روش را پيشنهاد نمي کنم، چون ممکن است فشارسنج خراب شود!" 

"روش ديگر اين است که اگر خورشيد مي تابد، طول فشارسنج را اندازه بگيريم، سپس طول سايه ي فشارسنج را اندازه بگيريم، و آنگاه طول سايه ي ساختمان را اندازه بگيريم. با استفاده از نتايج و يک نسبت هندسي ساده مي توان ارتفاع ساختمان را اندازه گيري کرد. رابطه ي اين روش را نيز روي کاغذ نوشته ام." 

"ولي اگر بخواهيم با روشي علمي تر ارتفاع ساختمان را اندازه بگيريم، مي توانيم يک ريسمان کوتاه را به انتهاي فشارسنج ببنديم و آن را مانند آونگ ابتدا در سطح زمين و سپس در پشت بام آسمان خراش به نوسان درآوريم. سپس ارتفاع ساختمان را با استفاده از تفاضل نيروي گرانش دو سطح بدست آوريم. من رابطه هاي مربوط به اين روش را که بسيار طولاني و پيچيده مي باشند در اين کاغذ نوشته ام." 

"آها! يک روش ديگر که چندان هم بد نيست: اگر آسمان خراش پله ي اضطراري داشته باشد، مي توانيم با استفاده از فشارسنج سطح بيروني آن را علامت گذاري کرده و بالا برويم و سپس با استفاده از تعداد نشان ها و طول فشارسنج ارتفاع ساختمان را بدست بياوريم." 

"ولي اگر شما خيلي سرسختانه دوست داشته باشيد که از خواص مخصوص فشارسنج براي اندازه گيري ارتفاع استفاده کنيد، مي توانيد فشار هوا در بالاي ساختمان را اندازه گيري کنيد، و سپس فشار هوا در سطح زمين را اندازه گيري کنيد، سپس با استفاده از تفاضل فشارهاي حاصل ارتفاع ساختمان را بدست بياوريد." 

"ولي بدون شک بهترين راه اين مي باشد که در خانه ي سرايدار آسمان خراش را بزنيم و به او بگوييم که اگر دوست دارد صاحب اين فشارسنج خوشگل بشود، مي تواند ارتفاع آسمان خراش را به ما بگويد تا فشارسنج را به او بدهيم!" 

دانشجويي که داستان او را خوانديد، نيلز بور، فيزيکدان دانمارکي بود.

ورود به سایت


حاضرین در سایت

ما 49 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم


آخرین مقالات

نظریه-کوانتوم
انرژی نه کمیتی پیوسته بلکه کوانتیده است: یعنی به شکل...
نظریه-تله‌-پاتی-i
بخش نخست: تله پاتی پدیده و قابلیتی است كه اكثر ما...
نظریه-تله‌-پاتی-ii
بخش دوم: انواع تله پاتی‌‌‌تله پاتی از یك دیدگاه به سه...

آخرین مطالب

چرا-مادرتان-شما-را-به-نام-برادرتان-صدا-می-زند؟
دفعه ی بعدی که مادرتان شما را به نام برادرتان...
چرا-مردم-به-خاطر-گرفتن-سلفی،-زندگی-خود-را-به-خطر-می‌اندازند؟
با توجه به شیوع عکس های سلفی و برخی اتفاقات...
مطالعات-نشان-می‌دهند-که-رفتار-پر-خطر،-واگیردار-است
مطالعات نشان می‌دهد که رفتارهای پرخطر نیز مانند خندیدن و...

ما را دنبال کنید در:

Please install plugin JVCounter!